تبليغاتX
وبلاگ طنز
 
salam...man dadmast hastam...chize...na yaniiii...eshteb shod...man hamun esyam...;)

ye chanvaght nabudam enghade dlam vase inja tang shooooood...k nagu!!!

rastesh chi bgam...das ru dlam nazarin k khune...konkoor dashtam...albat alan kheyli vaghte tamum shodeha...konkoor bahmane parsal bud...vali khod dige..mano hesabi a halo havaye inja endakht...nemidunam hanu khoonandehamo daram ya na...rakht bar bastano raftan!!!:((

in post b onvane shorui dobaras...age didam 10 nazar umad ziresh dobare vasatoon minevisam...agaram na k...yani hishki dige mano dus nadareo manam rakht barmibandamo miraaam...:((


|+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در پنجم اردیبهشت 1391  |
 یکم جدی!!!
سلام به همه ی دوستای عزیزم.

تاحالا پست جدی تو وبم نذاشته بودم ولی وبلاگ یکی از بچه های باحال انقد تحت تأثیر قرارم داد که دامنم از دست برفت.

دوس دارم نظرای شمارم اونجا بخونم.حتما یه سر به وبلاگ روزگار ناجی تو لینکام بزنید و تو نظر خواهیه چند سوال مهمش شرکت کنید.

قربون همتون.اسی

|+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در بیست و هفتم آذر 1389  |
 دروغ هاي متداول برخي پسران به دختران همراه با معاني آنها

دروغ: بعدا" باهات تماس مي گيرم

 

معني: ديگه هيچ وقت منو نمي بيني

 

دروغ: تو قسمتي از وجود مني- نمي دوني تا چه اندازه دوستت دارم

 

معني: تو براي من به اندازه كافي زيبا، باهوش و پولدار نيستي ميزارمت كنار

 

دروغ: اون دختر هيچ تيريپي با من نداره - ما فقط دوست معمولي هستيم

 

معني: عاشقشم

 

دروغ: من ترو براي وجود خودت دوست دارم

 

معني: من فقط دنبال ارتباط جنسي هستم

 

دروغ: آخر اين هفته با دوستام داريم ميريم كوه

 

معني: داريم ميريم دختر بازي.

 

دروغ: مي توني 5 هزار تومن بهم قرض بدي؟ تا آخر هفته بهت برميگردونم

 

معني: پولتو ببوس و باهاش خداحافظي كن.

 

اين هم شايد بزرگترين دروغي باشد كه تا بحال گفته شده:

 

دروغ: قول ميدم تا زمانيكه مرگ مارو از هم جدا نكرده عاشقت باشم، باهات صادق باشم و ازت نگهداري كنم

 

معني: ازت ميخوام لباسامو بشوري، خونمو تميز كني، غذا برام بپزي، وقتي مريض ميشم ازم پرستاري كني، از بچه هام مراقبت كني، به دوستام و خانوادم سرويس بدي . هر وقت بخوام ميرم با دوستام و دختراي ديگه گردش، هيچوقت پول بهت نمي دم و هيچ كلمه خوشحال كننده اي بهت نخواهم گفت و هيچ كاري كه براي تو جالب باشه انجام نخواهم داد!

|+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در بیست و پنجم آذر 1389  |
 یه پسر خوب
  • یک پسر خوب امضاء گواهی نامه اش خشک نشده به رانندگی خانمها گیر نمیدهد
  • یه پسرخوب کمتربا این جمله مواجه میشود”مشتری گرامی دسترسی شمابه این سایت مقدورنمی باشد”
  • یه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نمیره
  • یه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نمیکنه بزنه تو اتاقش
  • یه پسر خوب پشت چراغ قرمز با دیدن یه خانم ردیف چشماش مثه چراغهای فولکس نمیزنه بیرون
  • یه پسر خوب روزی چند بار به سازندگان یاهو مسنجر لعنت میفرسته
  • یه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متریِ هیچ خانمی نمیشینه
  • یه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشینش بوی ادکلن زنونه نمیده
  • یه پسر خوب هیچ وقت پای تلفن از این کلمات استفاده نمیکنه:”ساعت چند” ”کی میای” ”کجا” ”دیر نکنی یا
  • یه پسر خوب وقتی میاد خونه قرمزی رژ در هیچ نقطه از صورتش مشاهده نمیشه
  • یه پسر خوب زمانی که کسی میخواهد از عرض خیابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نمیکند
  • یه پسر خوب زمانی که یک دختر خانم راننده میبیند ذوق زده نشده و در صدد عقده ای بازی بر نمی آید
  • یه پسر خوب که ژیان سوار میشود روی بنز همسایه با سوئیچ ماشین نقاشی نمیکشد
  • یه پسر خوب زمانی که تصادف میکند همانند قبائل زامبی وحشی بازی در نمی آورد
  • یه پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمایندگی از راهداری و شهرداری خیابانهای شهر را متر نمیکند
  • یه پسر خوب به محض دیدن یک دختر خانم متین با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نمیشود
  • یه پسر خوب دکمه های پیراهنش را از یک متر زیر ناف تا زیر چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلی محکم میکند
  • یه پسر خوب به محض دیدن دختر همسایه رنگش لبوی شده و چشمش را به آسفالت میدزود
  • یه پسر خوب روزی 10بارهوس بردن نذری به دم در خانه همسایه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نمیکند
  • یه پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد یساری نخوانده وبرای همسایگان آلودگی صوتی ایجاد نمیکند
  • یه پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوی و برزن عرعر عشق نکرده و آبروی خانوادگی خود را نمیبرد
  • یه پسر خوب با دوستانی که مشکوک به چت و لا ابالی گری هستند معاشرت نمیکند .......

  • ادامه مطلب
    |+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در بیست و پنجم آذر 1389  |
     دانشجویان دختر
    ترم ۱- اصولاً وقتی به آنها بگویید با سه حرف پ- س – ر یک کلمه معنی دار بسازید مخ آنها ERROR میدهد! چون فکر میکنند تنها دانشجوی این مملکت هستند عمراً کسی را تحویل نمیگیرند. و تا وقتی که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبرید جوابتان را نمی دهند! {پیشنهاد میکنم که در دختران ترم یکی (صفری) به دنبال GF نباشید چون اولاً پا نمدهند و ثانیاً اگر حتی یکی از این دختران برای دوستی پا بدهد (یکی در هر ۱۰ میلیون سال) همه به شما به چشم یک همجنس باز نگاه خواهند کرد !} فقط برای عملیات قضای حاجت به WC می روند. طولانی ترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه تا خانه می باشد.ب ه پسران همکلاسی به چشم خواستگار نگاه می کنند. تمام کتب ترم اول را می خرند و با دقت جلد میگیرند. سوژه خنده دانشجویان ترم بالایی هستند. وقتی به آنها سلام میکنید به چشم یک مزاحم خیابانی به شما نگاه میکنند!(بی جنبن دیگه!!!) در فاصله بین کلاسها نان و پنیر دستپخت مادر را میل میکنند تا انرژی بگیرند!

    ترم ۲ – همچنان قادر به ساختن کلمات معنی دار نمیباشند! متوجه میشوند به غیر از آنها افراد دیگری نیز به اسم دانشجو تو این مملکت هستند! به مقدار بسیار ناچیز از قطر ابروها کاسته میشودولی سیبیل جزیی از اعضای ثابت بدن می باشد. سر کلاس متوجه موجوداتی عجیب و غریب میشوند اما اسم آنها را نمی دانند. کماکان مسیر دانشگاه تا خانه بدون هیچ کم و کاستی طی میشود. نیمی از کتاب های ترم را میخرند و نیمه دیگر را از کتابخانه میگیرند. اگر به آنها سلام کنید در جواب زمزمه نامفهومی میشنوید با این مضمون:سلام علیکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوی تریای دانشکده رد میشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)

    ترم ۳ – به معنای واژه پسر پی می برند و با ماهیت آن موجودات عجیب و غریب آشنا می شوند. به این نکته حیاتی پی می برند که تنها استفاده WC قضای حاجت نیست!!!.......

    اگه ادامشو نخونی...چی؟نخونی؟؟بدو...زود باش برو واسه ادامه... 


    ادامه مطلب
    |+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در بیست و پنجم آذر 1389  |
     شرایط ازدواج دختران برای پسران در استانهای مختلف

    1- در شهر خرم آباد از استان لرستان
    ** داشتن باشگاه بدن سازي
    ** داشتن حداقل يك مقام نائب قهرماني در مسابقات قويترين مردان ايران
    **داشتن عكس يادگاري و انضاء از فرامرز خود نگار و محراب فاطمي
    ** بازگرداندن كمكهاي مردمي مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذيربط!!!
    ** نكته : در صورتي كه عضلات شكم شش طبقه باشند امتياز ويژه محسوب خواهد شد!(5امتياز)

    2- شهر تبريز از استان آذربايجان شرقي
    ** تلفظ حرف ق
    ** اداي كلمات قلقلك و قوز بالاي بدون كوچكترين اشتباه!
    ** دانستن جواب مسئله 2x2 از لحاظ مختلف
    ** بلد بودن جكهاي متععد درباره بچه هاي تهران
    ** داشتن مدال لياقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبريز جهت بستن بمب به كمر و منفجر كردن كاميون حامل جكهاي صادراتي تبريز به استانهاي همجوار.

    3- شهر زاهدان از استان سيستان و بلوچستان
    ** توانايي قورت دادن سه كيلو ترياك
    ** توانايي عبور 20كيلو محموله مواد مخدر از جلوي ماموران مرزباني
    ** داشتن مزرعه خشخاش
    ** آشنايي ديرينه با عبدالقمر خان قاچاقچي پاكستاني
    ** داراي رفت و آمد خانوادگي با جمشيد هاشم پور!

    4- شهر رشت از استان گيلان
    ** داشتن روحيه مهمان نوازي!
    ** داشتن روحيه مهمان نوازي!
    ** داشتن روحيه مهمان نوازي!
    *و...



    ادامه مطلب
    |+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در دوم آبان 1389  |
     کودکی من در حالات مختلف
    من , وقتی یه شکست عشقی بزرگ خوردم!!!

    من در ماشین.

    من, وقتی یه گندی زدم .اصلاً فکر بد نکنیدااااا.بچه بودم دیگه

    من , وقتی اصلا اعصاب درست حسابی ندارم .

    من در حال دیدن یک خواب خــــــــیلی خوب.

    ادامشو از دست ندید.از من گفتن بود!


    ادامه مطلب
    |+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در دوم آبان 1389  |
     سرنوشتمون در طی این هشت ترم:

    لباسهايتان اتو كشيده است!

    ميخواهيد شاگرد اول شويد تا هم شهريه‌تان نصف شود و هم براي بر و بچه‌ها، كلاس بگذاريد! چون هنوز كسي شما را نميشناسه و شما هم متقابلا" كسي را نميشناسيد.

    شاگرد دوم ميشويد!! شهريه‌تان هرگز نصف نميشود.حتي ربع هم نميشود.

    هنوز كلاس نذاشته، از سوي دانشجويان ديگر به عناوين مهمي چون : بچه مثبت، سوسول، بچه مرغوب، درازگوشخوان! گاگول و قشنگ، مفتخر ميشويد.

    ترم دوم:

    چون شاگرد ممتاز نشديد حسابي خورده توي برجكتان!

    تازه فهميده‌ايد اول شدن راهكارهاي مخصوصي را ميطلبد!

    ميخواهيد خيلي چيزها را به خيلي‌ها ثابت كنيد و به بعضي‌ها مشت محكمي بزنيد!

    خط اتوي لباسهايتان هنوز باقي مانده تلاش ميكنيد همه واحدهايتان را با نمرات متوسط پاس كنيد.

    ترم سوم:

    بي‌خيال معدل و نمره ميشويد. ميگوئيد همينكه ياد بگيرم كافيست.

    اصلاً خر ما از كرگي دم نداشت!

    تلاش ميكنيد هر طور شده واحدهاي باقيمانده را حتي با نمرات متوسط پاس كنيد.!!!

    تصميم راسخ ميگيريد در طول ترم درس بخوانيد ولي عمراً همچين اتفاقي نمي‌افتد و نخواهد افتاد!

    شب است و سكوت است و ماه است و تو و جزوه هاي تكميل نشده و تكاليف كُپ نزده!

    حداقل 3 واحد مي‌افتيد.

    ترم چهارم:....

    اگه ادامه مطلب رو نخونی ضرر کردی.از من گفتن بود....


    ادامه مطلب
    |+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در سی ام مهر 1389  |
     جغرافياى خانم ها

    خانم ها در سن ۱۸ تا ۲۱سالگى ، مانند آفريقا يا استراليا هستند : نيمه كشف شده، وحشى، با

     زيبايى هاى افسون كننده ى طبيعى.

    در سن 21 تا ۳۰ سالگى، مثل امريكا يا ژاپن هستند: كاملا كشف شده، بسيار توسعه يافته، آماده

    براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد يا اتومبيل .

    در سن 30 تا ۳۵سالگى، مانند هند يا اسپانيا هستند: بسيار داغ، آسوده خاطر و آرام، و

    آگاه به زيبايى هاى خود.

    بين سن 35 تا ۴۰ سالگى، مانند فرانسه يا آرژانتين هستند: بدين معنا كه اگر چه ممكن است در

    جريان جنگ نيمه ويران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسيارى براى تماشا دارند .

    در سن 40 تا ۵۰ سالگى، مثل يوگسلاوى يا عراق هستند: جنگ را باخته اند. هنوز گرفتار

    اشتباهات پيشين اند. و به باز سازى كامل نياز دارند .

    بين 50 تا ۶۰ سالگى، مانند روسيه يا كانادا هستند: بسيار پهناور، آرام و مرز ها بدون مرزبان، اما

     سرماى زياد، خلايق را از آنان مي رماند.

    در سن 60 تا ۷۰ سالگى، مانند انگلستان يا مغولستان اند: با يك گذشته ى درخشان و بدون آينده .

    بعد از ۷۰ سالگى، شبيه آلبانى يا افغانستان اند: همگان ميدانند كه در كجايند، اما هيچكس به

    سراغ شان نمى رود.

    |+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در بیست و ششم مهر 1389  |
     خاطرات یک دختر دانشجوی دم بخت:
    -----دوشنبه اول مهر:

    امروز روز اولي است كه من دانشجو شده ام. شماره ي كلاس را از روي برد پيدا كردم.
    توي كلاس هيچ كس نبود، فقط يك پسر نشسته بود. وقتي پرسيدم «كلاس ادبيات اينجاست؟» خنديد
    و گفت:بله، اما تشكيل نمي شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت كه يكي دو هفته ي اول كه كلاس ها
    تشكيل نمي شود و خنديد.

    با اينكه از خنديدنش لجم گرفت، اما فكر كنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسيد كه ترم يكي
    هستيد يا نه. گمانم مي خواست سر صحبت را باز كند و بيايد خواستگاري؛ اما شرط اول من براي
    ازدواج اين است كه شوهرم زياد نخندد!

    ***

    دو هفته بعد، سه شنبه:امروز دوباره به دانشگاه رفتم. همان پسر را ديدم از دور به من سلام كرد،
    من هم جوابش را ندادم. شايد دوباره مي خواست از من خواستگاري كند. وارد كلاس كه شدم
    استاد گفت:"دو هفته از كلاس ها گذشته، شما تا حالا كجا بوديد؟" يكي از پسرهاي كلاس گفت:
    «لابد ايشان خواب بودن.» من هم اخم كردم. اگر از من خواستگاري كند، هيچ وقت جوابش را
    نمي دهم چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد طعنه نزند!

    ***

    چهارشنبه:
    امروز صبح قبل از اينكه به دانشگاه بروم از اصغر آقا بقال سر كوچه كيك و سانديس گرفتم
    او هم از من پرسيد كه دانشگاه چه طور است؟ اما من زياد جوابش را ندادم. به نظرم مي خواست
    از من خواستگاري كند، اما رويش نشد. اگر چه خواستگاري هم مي كرد، من قبول نمي كردم؛
    آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه تحصيلات شوهرم اندازه ي خودم باشد!

    ***

    جمعه:

    امروز من خانه تنها بودم. تلفن چند بار زنگ زد. گوشي را كه برداشتم، پسري گفت:
    خانم ميشه مزاحمتون بشم؟ من هم كه فهميدم منظورش چيست اول از سن و درس
    و كارش پرسيدم و بعد گفتم كه قصد ازدواج دارم، اما نمي دانم چي شد يخ كرد و گفت
    نه و تلفن را قطع كرد. گمانم باورش نمي شد كه قصد ازدواج داشته باشم. شرط اول
    من براي ازدواج اين است كه شوهرم خجالتي نباشد!

    ***

    سه هفته بعد شنبه:

    ادامه مطلب
    |+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در بیست و پنجم مهر 1389  |
     روابط موجود در دانشگاههاي ما
    1. روابط دانشجو با استاد
    2.
    روابط دانشجو با دانشجو
    3.
    روابط استاد با دانشجو
    4.
    روابط کارمندان با دانشجو و بالعکس


    1. روابط دانشجو با استاد

    الف: دانشجو دختر است و استاد مرد:
    1.
    دانشجو خودشيريني مي کند به هدف نمره.
    2.
    دانشجو خودشيريني مي کند به هدف استاد.
    معمولا در دوحالت فوق، دانشجو به هدف خود ميرسد.

    ب. دانشجو پسر است و استاد مرد:
    1.
    دانشجو و استاد چشم ديدن يکديگر راهم ندارند.
    2.
    دانشجو و استاد خيلي رفيق مي شوند يه طوري که شوخيهاي آنها را نمي توان به قلم آورد.
    3.
    نقش سنگ را براي هم بازي مي کنند.
    معمولا در هيچ کدام از حالات فوق هيچ کدام از طرفين هدفي را دنبال نمي کنند.


    2. روابط دانشجو با دانشجو

    الف: پسر با پسر: استغفرالاه!

    ب: دختر با دختر: خدا اون روزو نياره!

    ج: پسر با دختر: آهان رسيديم سر اصل مطلب!:

    یعنی میخوای ادامشو نخونی؟!!


    ادامه مطلب
    |+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در چهاردهم مهر 1389  |
     مشخصات یه دختر خوب

          +  یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمی شه

    • یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمی شه

    • یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمی مونه

    • یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه

    • یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمی گه

    • یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه

    • یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمی کنه

    • یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری

    • یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمی شه

    • یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش باباشو انقدر تو خرج نمی اندازه

    • یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده

    • ادامش خیلی باحالتره ها!!!...


    ادامه مطلب
    |+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در سیزدهم مهر 1389  |
     تغییرات دختران در سنین مختلف

    دختر 22 ساله: او يك شاهزاده در قصر را مي خواهد. دخـتـر در ايـن سـن ممكن است مدعي آن گردد كه واقع بين ميباشد و دنيا را از ميان عينك رنگـين مشاهده نميكند. امـا او هيچگاه اقرار به آرزوي داشتن يك مرد ايده آل نـخواهـد كـرد. آن مـرد بايد خوش قيافـه، جذاب و مشهور باشد. او بايد پولدار باشد نه زياد پولدار اما هميشه در حسابش پول به اندازه كـافي داشته باشد. البته او بايد سخاوتمند باشد تـا پولهايش را بـراي همسـرش خـرج كند. او بايد زرنـگ و با هوش بـاشـد كـه بـراي بـرخي دخـتران با اهميت تر از خوش قيافه بودن ميباشد. او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند.
    دختر 32 ساله: تنها يك مرد خوب را مي خواهد. او بـالاخره عيـنك رنگارنگ خود را كنار نهاده و خود را از توهمات و خيالپردازيهاي رمانتيك خلاصي بخشيده است. بـنابراين مرد مطلوب وي نيازي ندارد يك قهرمان باشد- او بايد خـوش قيـافـه، داراي رفـتـار شـايـسته، شغل با درآمد مكفي، يك ماشين خوب، يك خانه خوب و يك حساب بانـك خـوب باشـد. همچنين آن مرد بايد كيسه خريد را نيز از سوپر ماركت حمل كند، غـذاهـايـي كـه دخـتـر درست ميكند را دوست داشته باشد، به جوكهايش بخندد،تاريخهاي پر اهميت را بخاطر بسپـارد: مانند روز تـولد مـادر دختر و حـداقـل هفته اي يكبار ابراز محبت كند: همان مرد خانواده دوست مهربان.

    دختر42 ساله:  ....
    به جون اسی اگه تا تش نخونی ضرر کردی!


    ادامه مطلب
    |+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در دوم مهر 1389  |
     قوانینی که نیوتن از قلم انداخت
     قانون صف:
    اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

    قانون تلفن:
    اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.

    قانون تعمیر:
    بعد از این که دست‌تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.

    قانون کارگاه:
    اگر چیزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.

    قانون معذوریت:
    اگر بهانه‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین‌تان، دیرتان خواهد شد.

    قانون حمام:
    وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.

    قانون روبرو شدن:
    احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می‌یابد.

    قانون نتیجه:
    وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد.

    قانون بیومکانیک:
    نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.

    قانون تئاتر:
    کسانی که صندلی آنها از راه‌روها دورتر است دیرتر می‌آیند.

    قانون قهوه:
    قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیس‌تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید
    تو که حال کردی!یه نظر بده که منم حال کنم: 
    |+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در هجدهم شهریور 1389  |
     راهنمای ازدواج برای دختران
    در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن .

    ۱ـ روش کوزه ایی : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

    ۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن میکنی شکلات بین مردم تقسیم میکنی تا مرد آرزوهات بیاد. نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع میتونین فانوس هم روشن کنین .

    ۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی میتونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم میپری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه . نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .

    ۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده میکنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی میکنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه . نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !

    ۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس میشی بلاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی . نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.

    ۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که میتونی شرکت میکنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه . نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.

    ۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت میکنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بلاخره یه شوهر گیرت بیاد . نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .

    ۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر میداری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک میکنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب میکنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی . نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین

    ۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو میگیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سانسور ) میگیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.

    |+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در هجدهم شهریور 1389  |
     دیروز امروز فردا
    سه مايحتاج اساسي جوان سال 59:
    سیگار
    پشت مو
    کاپشن چرم

    سه مايحتاج اساسي جوان سال 69:
    سیگار
    پیکان
    سهمیه

    سه مايحتاج اساسي جوان سال 79:
    سیگار
    واکمن
    ژیلت

    سه مايحتاج اساسي جوان سال 89:
    سیگار
    تخم مرغ
    ایرانسل
    |+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در هشتم شهریور 1389  |
     دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهات اطراف!
    در روزهایی که حرف و حدیث‌ها و نقد و گله‌ها در مورد دانشگاه آزاد اوج گرفته شاهد تاسیس دو واحد دانشگاهی در دهات «اطراف» هستیم. به دنبال شنیدن این خبر سری به یکی از این واحد‌های دانشگاه آزاد زدیم. آنچه می‌خوانید گزارش لحظه به لحظه‌‌ی خبرنگار خاگینه است از دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد واحد دهات اطراف!

    ساعت 7:20 صبح، جنب دانشکده علوم انسانی:
    به قول معروف سگ پر نمی‌زند! اما کم کم در افق، سیلی سیاه رنگ نمایان می‌شود که به سمت دانشکده در حرکت است. گرد و غبار از اطرافش به هوا برخاسته. وای خدای من... این یک گله گوسفند است!

    ساعت 7:40
    جوانی به نام غلامقلی کارت دانشجویی‌اش را به نگهبانی نشان می‌دهد. کارمند سلف درحال شمارش گوسفندان است. از غلامقلی در مورد شمارش گوسفندان می‌پرسم. می‌گوید برای چریدنشان کارت غذا خریده‌ است و کارمند سلف آنها را می‌شمارد که بیشتر از تعدادی که پول داده‌ام نچرند!

    ساعت 7:50
    شمارش گوسفندها به اتمام رسیده. بیست و هفت جوان دیگر هم در دانشکده علوم انسانی تحصیل می‌کنند که فقط پنج نفرشان گله ندارند. از آن پنج نفر دو نفر کشاورزند و سه نفر دختر هستند و قالیباف.
    کلاس اکلند دکتر «قریب الوقوع» تشکیل نمی‌شود. غلامقلی از آیدین علت را جویا می‌شود. آیدین خواهرزاده دکتر است و تکمیل ظرفیت قبول شده! آیدین می‌گوید گویا پرواز دکتر تاخیر داشته!

    ساعت 8:40 ، محوطه دانشکده:
    تا شروع کلاس بعدی، دانشجویان در کنار گلل خویش (گله‌های خود!) به بحث درباره Law,Inequality and the State می‌پردازند و ایستک استوایی می‌خورند. صدای ولوله از گوشه محوطه شنیده می‌شود. ظاهرا حراست به دوتا از گوسفندها که قصد رابطه نامشروع داشته‌اند گیر داده.

    ساعت 8:50
    متوجه شدم علت ماجرا رابطه نامشروع گوسفندها نبوده و حراست پس از پیداکردن ته سیگار در محوطه به سگ گله مظنون شده و گله در حمایت از سگشان آن بلوا را به پا کرده‌اند. ظاهرا این نوع روابط مذکور و مانوث در این خطه از ایران‌زمین بلامانع است و تنها چیزی که موجب خشم حراست می‌شود سیگار می‌باشد ولاغیر......


    ادامه مطلب
    |+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در دوم شهریور 1389  |
     ترس از ترشیدن چیکارا که نمیکنه!
    دختر دانشجو
    |+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در بیست و نهم مرداد 1389  |
     عشقو حال کن:
    قبل از ازدواج

    مرد: آره، دیگه نمی‌‌تونم بیش از این منتظر بمونم
    زن: می‌‌خواهى من از پیشت برم؟
    مرد: نه! فکرش را هم نکن
    زن: منو دوست داری؟
    مرد: البته!
    زن: آیا تا حالا به من خیانت کردی؟
    مرد: نه! چرا چنین سوالى می‌‌کنی؟
    زن: منو مسافرت می‌‌بری؟
    مرد: مرتب!
    زن: آیا منو می‌‌زنی؟
    مرد: به هیچوجه! من از این آدما نیستم !
    زن: می‌‌تونم بهت اعتماد کنم؟
    .

    .

    .

    بعد از ازدواج

    متن را این دفعه از پائین به بالا بخوانید !!!

     

    |+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در بیست و هفتم مرداد 1389  |
     آقایان محترم !اگر میخواهید در زندگی خوشبخت باشید! باید این قوانین را رعایت نمایید:
    قانون طلايی اول: بايد زنی داشته باشيد که در کارهای خانه کمک کند، خوب آشپزی کند، گردگيری کند...

    قانون طلايی دوم: بايد زنی داشته باشيد که سرگرمتان کند، شما را بخنداند، باعث فراموشی غصه شود...

    قانون طلايی سوم: بايد زنی داشته باشيد که بتوانيد به او اطمينان کنيد و مطمئن باشيد هيچوقت به شما دروغ نميگويد...

    قانون طلايی چهارم: بايد زنی داشته باشيد که در کنارش به آرامش برسيد و از بودن با او لذت ببريد...

    قانون طلايی پنجم: خيلی خيلی مهم است که اين چهار زن از وجود يکديگر بيخبر باشند!
    |+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در بیست و یکم مرداد 1389  |
     درد دل یک دختر با مامانش
    دختری با مادرش در رختخواب


    درددل می کرد با چشمی پر آب


    گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست


    زندگی از بهر من مطلوب نیست


    گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟


    روی دستت باد کردم مادرم!


    سن من از بیست وشش افزون شد


    دل میان سینه غرق خون شد


    هیچ کس مجنون این لیلا نشد


    شوهری از بهر من پیدا نشد


    غم میان سینه شد انباشته


    بوی ترشی خانه را برداشته!


    مادرش چون حرف دختش را شنفت


    خنده بر لب آمدش آهسته گفت:


    دخترم بخت تو هم وا می شود


    غنچه ی عشقت شکوفا می شود


    غصه ها را از وجودت دور کن


    این همه شوهر یکی را تور کن!


    گفت دختر مادر محبوب من!


    ای رفیق مهربان و خوب من!
    ادامه مطلب
    |+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در هفدهم مرداد 1389  |
     یه چندینتا جک بگم؟
    آمریكاییه میخواسته غضنفر ضایع كنه می‌برتش تو آمریكا و بهش میگه: زمین را بكن. غضنفر بعد از100متر كندن به یک سیم میرسه، آمریكاییه بهش میگه: ببین ما از100سال پیش تلفن داشتیم!
    غضنفر هم یارو رو می‌برتش تو شهرشون و بهش میگه: بكن، آمریكاییه بعد از100متر كندن به چیزی نمیرسه، غضنفر بهش میگه ببین ما از100سال پیش موبایل داشتیم!
     
     
    آقا جعفر رفته بود انگلیس. صبح پا شد با زنش رفت بیرون.
    توی خیابان یکی ازدوستاش بهش میگه:گود مورنینگ سر
    آقا جعفر جواب داد:سر مورنینگ گود
    زنش گفت چی شده؟
    آقا جعفر گت:بهم گفت سلام علیکم منم گفتم علیکم سلام!!
     
    یکی با کت و زیر شلواری تو خونه نشسته بود.
    بهش گفتن چرا کت پوشیدی؟
    گفت:شاید مهمان بیاد.
    گفتن پس چرا زیر شلواری پوشیدی؟
    گفت:شاید هم نیاد!!
     
    یه نفر تو بانک یه ماشین برنده میشه که فرمونش سمت راسته.
    بعد چند وقت بهش زنگ میزنند میگن از ماشینت راضی هستی؟
    میگه:آره فقط هر وقت میخوام توف کنم توفم می افته رو زنم!!
     
     
    یبار یکی میره رستوران به گارسون میگه غذا چیه؟
    گارسون میگه:کاستیتتیتینایژپبیلا با لیمو
    میگه:کاستیتتیتینایژپبیلا با چی؟
     




     
    |+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در یازدهم مرداد 1389  |
     آگهی های مورد علاقه ی دخترا:
    1-تزریق خط لب , جابجایی چشم و بینی با نصب رایگان یک گیس
    2- کاشت میله در بینی (با متد جدید) اضافه کردن گوش با نصب دو دندان پیش (رایگان )
    3- جابجایی کک با مک بدون هیچ دوز وکلک با بینی گذاری به شکل موقت ودایم
    4- طب سوزنی بامتخصصین از زندان گوانتانامو , فرماژور بینی , کلاهگذاری با 7 روش نوین
    5- کتاب نازک کردن بینی به چاپ دهم رسید
    6- دستگاه افزایش قد بدون قرص ودارو وجراحی هر ماه 50 سانتیمتر رشد تضمینی با گارانتی 6 ماهه
    7- متخصص جوش وجای جوش پوشاننده لک وپیس با جوشکاری مطمئن و صافکاری در 20 دقیقه
    8-دیگر دلیلی برای نگرانی نیست 20 سال جوان شوید فقط در 20 روز

    بشتابید که غفلت موجب پشیمانی است.
    |+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در هشتم مرداد 1389  |
     بعضی خانوم ها مثل چی هستند؟
    آقايان پاسخ مي دهند
    سئوال: برخي خانم ها مثل چي هستند ؟

    خانم ها مثل راديو هستند
    هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگويي نمي شنوند

    خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند
    از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند

    خانم هامثل چسب دوقلو هستند
    اگر ....


    ادامه مطلب
    |+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در سی ام تیر 1389  |
     منم اومدم!

    aval salam,kheili khoshhalam k....k.....k....k chi?! hichi,mikhastam adaye adam moadaba ro dar biyaram,vali in kara b ma naumade.

    rastesh man parsalam ye webloge moshabeh be esme esy-kerker dade budam,vali khob yekam darsa o ina ziyad shodan(yani saram sholugh shod),dige natunestam edame bedam.kholase ma ye eshtebahi kardim(khariat kardim) vardashtim weblogo hazf kardim ,alan k 2bare bazgashtim didim k esy-kerkero vardashtan,kholase in bud k esme weblogo gozashtam esyjun-kerker.yevaght fk nakonin man kheili az khodam khosham miyad,etefaghan kheiliyam.......!

    hala mesle hamun adam moadaba hadafamo az ijade in weblog begam.man in weblogo ijad kardam,zira:

    1)kolan ba shadiyo shukhio sheytunio ina kheili hal mikonam(albate hamin alan az azizani k tu postam bahashun shukhi mikonam mazerat mikham,man vaghean ghasde badi nadaram,faghat mikham yekam 2rehamim bekhandim,shayadam injuri bekhandim)

    2)hadafe badim ine k yekam ba shad kardane shoma savab konam!akhe midunid k yeki az bozorgan gofte budan k in kar kheili savab dare

    3)hadafe badim ine az in rah puldar sham befrusham beram kharej

    4)badish ine k .....ine k......k.....,hichi dige mesle inke hadafi nadaram

    akhare in poste avalam elam mikonam k ba hameye dustane weblogdar sherakat mikonam va beheshun mipeyvandam(akhe yeki behem goft injuri zudtar puldar mishi)

    chakere hameye barobache bahale ruzegar,esyjun!

     

    |+| نوشته شده توسط اسماعیل سراج در دوم تیر 1389  |
     
     
    بالا